چکیده:
این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی تهیه شده است که در آن پس از بررسی سیاست تنشزدایی آقای هاشمی و خاتمی به وجه افتراق و اشتراک سیاستهای آنها پرداخته است.
نگارنده بر این باور است که بین سیاستهای خارجی و اهداف سیاست تنشزدایی آنها اختلاف و افتراق خاصی وجود ندارد و جهتگیریهای آنها همسو و برای یک هدف است و آن اعتلای دولت جمهوری اسلامی ایران و تبدیل آن به بازیگری فعال و قدرتمند در روابط منطقهای و بینالمللی میباشد.
آنچه که دولتهایشان را به نظر متضاد نشان میدهد، نحوه پیشبرد سیاست تنشزدایی از سوی آنهاست که عامل اصلی آن شرایط داخلی و منطقهای و بینالمللی بود که مدیریت متفاوتی را از سوی هر یک اقتضا میکرد، که در دورۀ آقای خاتمی تحول درونی و دگردیسی جامعه و همزمانی آن با تحولات منطقهای و بینالمللی، عقلانیت ارتباطی و دیپلماسی گفتگو را به جای عقلانیت ابزاری و دیپلماسی اقتصادگرای هاشمی میطلبید.
کلید واژگان: تنشزدایی، واقعگرایی سیاسی، تفاهم و گفتگو، مصلحتگرایی، آرامش سیاسی.
ادامه مطلب

